الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : بهراد جعفرى )

63

مواعظ ( فارسى )

آن را به حرام بدست آورده و آثام به واسطهء آن به گردنش آورده پس به وزر و و بال برگردد و اسفناك و حسرتناك بر خداى خود وارد شود كه دنيا و آخرتش را زيان كرده باشد و اين اصل زيان و نقصان است كه نه دنيا و نه آخرت [ دارد ] اگر چه اگر كسى دنيا را تنها [ داشته ] باشد به‌واسطه آنكه فانى است زيان دارد « فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ » « 1 » ولى اين زيان بيشتر و نقصانش واضح‌تر است . « روي أنّ شريح بن الحارث القاضي اشترى على عهد أمير المؤمنين عليه السّلام دارا بثمانين دينارا فبلغه ذلك فاستدعاه و قال له : إنّك اشتريت دارا بثمانين دينارا و كتبت كتابا و أشهدت فيه شهودا ؟ فقال شريح : قد كان ذاك يا أمير المؤمنين . قال : فنظر إليه نظر مغضب ثمّ قال له : يا شريح أما إنّه سيأتيك من لا ينظر في كتابك و لا يسألك عن بيّنتك حتّى يخرجك منها شاخصا و يسلمك إلى قبرك خالصا . فانظر يا شريح لا تكون ابتعت هذه الدّار من غير مالك ، أو نقدت الثمن من غير حلالك ! فإذا أنت قد خسرت دار الدّنيا و [ دار ] الآخرة » « 2 » . عن الباقر عليه السّلام : « ليس من شيعتنا من له مائة ألف و لا خمسون ألفا و لا أربعون ألفا

--> ( 1 ) - البقرة : 16 . : « از اين‌رو بازرگانيشان سود نكرد » . ( 2 ) - : « نقل است كه شريح بن حارث ، قاضى أمير المؤمنين عليه السّلام خانه‌اى به هشتاد دينار خريد ، او را احضار كرده و فرمود : راستى تو خانه‌اى به هشتاد دينار خريده‌اى و آن را مكتوب داشته و شاهدانى نيز بر آن گرفته‌اى ؟ ! . پاسخ داد : همين‌طور است اى أمير المؤمنين . امام با اين پاسخ نگاه تندى به او نموده سپس فرمود : اى شريح ، به زودى كسى به سراغت مىآيد كه به نوشته‌ات نگاه نمىكند ، و از گواهانت نمىپرسد ، تا تو را از آن خانه بيرون كرده و تنها به قبر بسپارد ، اى شريح ، انديشه كن كه آن خانه را با مال ديگران يا با پول حرام نخريده باشى ، كه آنگاه خانهء دنيا و آخرت را از دست داده‌اى » . ( نهج البلاغه : نامهء سوم )